چهار نقص که به
خاطرشان اُفلیا مرا نمیبخشد:
پیری
نداری
کمونیسم
و جایزهی ملی
ادبیات
«خانوادهام چهبسا
کوتاه بیایند
از آن سه تای
اولی
ولی از این
آخری هرگز»
«نیکانر پارا»
شعر شعر همهاش
شعر
شعر میگوییم
ما
حتی آنگاه که
به حمام میرویم
در حدیث است
از مسیحِ اِلکی*
شاشیدن همانا
شعرگفتن است
چندان شاعرانه
که در آوردن زوزهی عود
چنان که ریدن
همانا شاعرانهکردن گوزیدن
و فقط بدینسان
ما درمییابیم که چیست شعر
در حدیث است
از مسیحِ اِلکی
«نیکانر پارا»
* مسیح الکی از
شخصیتهای تخیلی شعرهای پارا است. نام اصلی این فرد دومینگو
زاراته بیگا است که در دههی سی میلادی از شغل اصلیاش، بنایی، دست کشید و به درهی
الکی رفت و مدعی آن شد که مسیح الکی است.
با خیال تخت بگو
محل فحشا، و نه جندهخانه
به جای فاحشه،
بگو نشانده
سرورمان
به جای عیسیمسیح
راه شیری ــ نه
ریسمانآسمان
آدمی پروردهی
کلمات است
هیچ وقت اسمش
را نگذار خورشید
بگو پادشاه ستارهها
همین که بگویی
حسبالامر نظامی
خودت میبینی
که خیل هوادارنت سر به فلک میکشد
ولی بیا بگو
کودتا و ببین که سگمحلت میکنند
زشت است گفتن
ایتالیایی عوضی
شهروند
ایتالیا گزینهی بهتری است
محترمانهتر
است
و بهمراتب مسیحیتر
بله، خانمها
و آقایان، راستش
آن آدمی که به
جای اسب میگوید مَرکب
پیشاپیش آیندهاش
را تضمین کرده است
«نیکانر پارا»
...
در صورت حریق
از آسانسور
استفاده نکنید
از پلهها
استفاده کنید
تا اطلاع
ثانوی
سیگارکشیدن
ممنوع
زبالهریختن
ممنوع
ریدن ممنوع
موسیقی رادیو
ممنوع
تا اطلاع
ثانوی
بعد از هر
نوبت استفاده
سیفون را
بکشید
جز در ایستگاه
قطار
هنگام توقف
لطفاً رعایت
حالِ
مسافر بعدی را
بکنید
بهپیش
سربازان امت مسیح
بهپیش
کارگران متحد جهان
چیزی برای ازدستدادن
نداریم [و هکذا]
جز جانمان که
فدای پدر
پسر و روحالقدس
تا اطلاع
ثانوی
به هر روی
ما همچنان پابندیم
به حقایق مسلمی
اینچنین
آدمیان [و
هکذا] مخلوقاند
و خالق به ایشان
حقوقی عطا
کرده است
غیرقابل
انتقال به غیر
که از بینشان
برخی عبارت است از: حق حیات
آزادی و
برخورداری از سعادت
و آخر از همه
که نه کمتر از همه آن که
دو دو تا می
شود چهار تا
تا اطلاع
ثانوی
«نیکانر پارا»
هفت عمل
داوطلبانه و یک اقدام فتنه گرانه
1
شاعر سنگ ها را پرت میکند در دریاچه
دایره های متحدالمرکزی رو به بیرون تکثیر میشود
2
شاعر خودش را
بالا میکشد از صندلی
تا کوک کند
ساعت دیواری را گَلِ دیوار
3
شاعر زانو میزند
در برابر
درختان گیلاس شکوفان
و بنا میکند
به خواندن دعای «ای پروردگارمان که در آسمان هایی»
4
شاعر عین مرد
قورباغهای لباس میپوشد
و در استخر
پارکی شلپشلپ میکند
5
آویزان به
چتری
شاعر خود را
پرت میکند در خلأ
ازسقف تالار
برج دیگو پُرتالِس
6
شاعر در مزار
سرباز گمنام سنگر میگیرد
و از محل
استقرارش تیرهای زهرآگین به عابران میاندازد.
7
شاعر ملعون
با پرتکردن
پرندهها به سنگها خودش را سرگرم میکند.
«اقدام فتنهگرانه»
شاعر رگ مچ
دستش را میزند
در ادای
احترام به سرزمین زادگاهش
«نیکانر پارا»